|
لیلا شیردل خبرنگار آزاد
|
||
|
هرگونه نقل و نشر مطالب فقط با ذكر "لیلا شیردل خبرنگار آزاد" مجاز مي باشد |
تبعيض و نابرابري، بي عدالتي و ستمگري، چشم پوشي و بي تفاوتي، اعمالي هستند كه در همه قرون و اعصار چه گذشته و چه اكنون، در نزد قريب به اتفاق همه جوامع بشري، بسيار فجيع و قبيح و به دور از شرافت انساني بودهاند. اعمالي غير قابل بخشش كه هرچند در كوتاه مدت قربانيان بسياري از اقشار ضعيف و بي دفاع جامعه مي گيرند اما بي گمان سرگذشت مرتكبان آن جز مطرود شدن و سرنگوني خفت انگيز ولو پس از سال هاي بسيار و جولان هاي بي شمار، چيز ديگري نبوده است.
جايي كه نيروهاي معلوم الحال و ناكارآمد كه فقط و فقط به فكر منافع شخصي و تامين خواسته هاي نفساني خود هستند و جز حاميان قدرقدرتشان يعني پول و پارتي، خصلت قابل بيان و رجحان ديگري ندارند اما ناجوانمردانه و بي شرمانه به حربه زور و با حيلت و نيرنگ جاي افرادي مستعد ولي ضعيف البنيه به لحاظ مادي را مي گيرند؛ آيا مي توان انتظاري جز ركود و سستي همراه با ياس و نا اميدي از كساني داشت كه بي رحمانه در حقشان ظلم و جفا شده است؟ كدام كاخي را سراغ داريد كه برپايي اش صدها كوخ نشين دردمند و رنج كشيده بر شمار كوخ نشينان و بيغوله نشينان دنيا اضافه نكرده باشد؟ تو گويي همه ما عادت كرده ايم كاخ آرزوهايمان را بر كوخ هاي رنج ديگران بنا كنيم..!
بسيار رخ داده حتي كساني هم كه مواردي از اين دست را مورد نكوهش قرار مي دهند خود در مواقع نياز وقتي به قول عوام الناس شانس در خانه شان را مي زند و موقعيت استفاده از دو عنصر حياتي ياد شده در جامعه امروز يعني پول و پارتي را پيدا مي كنند؛ سر از پا نشناخته، همه شعارها را به دست فراموشي مي سپارند و با زير پاگذاشتن همه ارزش ها و اصولي كه تا پيش از اين مدافع سينه چاكش بوده اند چنان مي شوند كه اسباب روسفيدي اسلاف منفورشان را فراهم مي كنند.
هرچند اندك شماري نيز هستند كه نه تن به گناه مي دهند و نه اقدامي در جهت زدودن آن مي كنند- كساني كه مي بينند و دم بر نمي آورند- خطر و ضرر اين منافقان به ظاهر مقيد اگر از ساير گنهكاران رونمايي شده بيشتر نباشد چه بسا كمتر نيست.
جايي كه هر كس به فكر گليم خويش است تا چگونه آن را از آب بيرون بكشد حتي اگر هزاران نفر هم در جلوي چشمان آدم هاي جاخوش كرده در ساحل آرامش، غرقه گرداب حوادث شوند انتظار تظاهر به اندوهي اندك نيز به نظر بيهوده جلوه مي كند.
كاش باور كنيم امروز اگر طوفان فقرو فلاكت، رنج و درد و بيماري، سختي و دشواري طومار همسايگان را در هم پيچيده است فردا و فرداهايي هم هستند كه اين مصيبت بي نياز از دعوت، بساط رنگارنگ زندگي ما را بر هم زده، خاكسترنشينمان سازد!!
اينها را نوشتم تا مقدمه اي باشد براي بيان تبعيض هايي كه در نوشتارهاي بعدي از آنها ياد خواهم كرد.
موسسه تلاشگران سلامت
موسسه تلاشگران سلامت به مديريت دكتر محمدعلي برزگر نماينده سابق سازمان جهاني بهداشت در منطقه مديترانه شرقي و طراح و مجري طرح توانمندسازي در ايران در 13 اسفند سال 1385 از دو كارشناس ايتاليايي روش ناركونان دعوت به عمل آورد تا با حضور در شهرستان آمل، روش توانمندسازي اجتماع محور را به صورت پايلوت در منطقه دباغچال آمل به اجرا درآورند.
مدافعان اين روش معتقدند برخلاف روش ترك اعتياد با داروي جانشين متادون كه از ضريب موفقيت پاييني برخوردار است سيستم ترك اعتياد به شيوه ناركنون بينالمللي سالمترين و موثرترين شيوه ترك است كه ضريب موفقيت آن در كشورهاي مختلف بين 65 تا 75 درصد بوده است. اين روش هم اكنون در 46 كشور دنيا از جمله كشورهاي اروپايي چون ايتاليا، انگليس، سوئد، هلند، دانمارك، روسيه و همچنين كانادا و آمريكا پياده مي شود. طرفداران اين روش عقيده دارند كليد موفقيت ناركنون در عدم استفاده از دارو در مرحله ترك، كسب مهارتهاي ارتباطي، توانايي مواجهه با معضلات فردي و اجتماعي، آموزش گام به گام شخص در بهتر زيستن و شاد بودن است.
از 16 معتاد آلحدادي كه به اين روش ترك گفتند جز دو نفر، مابقي به دليل محقق نشدن وعدههاي داده شده براي تأمين شغل مناسب بار ديگر معتاد شدند. در اينجا باز هم شاهد اين امر هستيم كه عدم همكاري و هماهنگي نهادهاي دولتي با بخش خصوصي موجب شكست طرحي مي شود كه در جهان با موفقيت به اجرا گذاشته شده است.
در حقيقت شكست اين طرح در آمل خود اثباتي بر اين مدعاست كه استفاده از شيوه هايي همچون متادون درماني و يا ساير روش هاي ترك اعتياد كه امروزه در كشور ما و ساير ممالك باب شده اند راه حلي منطقي و اساسي نيست. دوره درماني اين بيماران مدت زماني فراتر از آن چيزي است كه در ظاهر به نظر مي رسد. بايد علاوه بر بازيابي سلامت جسمي و روحي، احتمال بازگشت به دوران پيش از درمان را نيز از بين برد تا از اتلاف زحمات، وقت و هزينه هاي صرف شده جلوگيري كرد. چه بسا توجه به نيازها و شرايط جديد فرد معتادي كه به تازگي مراحل درماني خود را طي كرده، بيش از زمان اعتياد و ترك وي داراي اهميت است.
موسسه كاهش تقاضاي مواد مخدر شهرستان آمل
سال 1384 اداره بهزيستي در اجراي طرح آسيب اجتماعي با اعطاي مجوز رسمي به موسسه خيريه كاهش تقاضا براي فعاليت در منطقه دباغچال، گام نخست در راه بهبود و ساماندهي زندگي ساكنان منطقه مذكور را بر ميدارد.
اين مركز علاوه بر توزيع سرنگ و كاندوم رايگان در بين افراد، برگزاري كلاسهاي آموزشي براي خانوادهها، تشويق جوانان به خودباوري، مشاركت دادن آنان در فعاليتهاي فرهنگي ورزشي، برگزاري نمايشگاهها و همايشهاي مختلف در رابطه با اعتياد و .. تلاش كرد تا از طريق رايزنيهايي با مسئولين شهرستان برخي از مشكلات اساسي منطقه را برطرف كند. بماند كه در بسياري موارد با درهاي بسته مواجه شدند. به عنوان مثال به گفته مسئولين اين مركز با وجود پيگيريهاي مكرر اين سازمان مردم نهاد براي لايروبي جويهاي منطقه آلحداد، پس از شش ماه اين در و آن در زدن، شهرداري آمل فقط دو بار حاضر به اين كار شده است.
اين موسسه با هدف كاهش عوارضات سوء مصرف مواد مخدر و بيماريهاي عفوني با شناسايي افراد معتاد و فاسد به لحاظ اخلاقي، اقدام به توزيع سرنگهاي يك بار مصرف و كاندوم در بين افراد يادشده ميكنند. اين وسايل در قالب جعبههايي به نام بستههاي ايمني (Selfty Box) به افراد تحويل داده ميشد. ضمن آنكه در راستاي اجراي بحث CB يا پيشگيري اجتماع محور از اعتياد، پس از رايزني با معتمدين محل و جلب نظر آنان مقدمهچينيهاي لازم انجام پذيرفت و بدين شكل طرح پيشگيري اجتماع محور به عنوان پيش زمينه اجراي طرح كاهش آسيبهاي اجتماعي به اجرا گذاشته شد. با معرفي تعدادي جوان توسط معتمدين ياد شده، اين افراد تحت آموزشهاي لازم قرار گرفتند تا در اجراي طرحها و انجام فعاليتهاي بهزيستي و سازمان مردم نهاد مذكور با آنها همكاري كنند.
با وجودي كه موسسه يادشده در سال 1384 به عنوان يكي از NGO هاي برجسته كشوري شناخته شد اما در حال حاضر مسئولين اين NGO كه به گفته خود به دليل توقعات زياد مسوولان در قبال حمايت اندك مالي از فعاليت در منطقه دباغچال دست كشيدهاند در درمانگاه ترك اعتياد بهزيستي مشغول به كار هستند.
درمانگاه مذكور از روش متادون درماني براي ترك معتادان استفاده ميكند. به عقيده دستاندركاران اين درمانگاه روش يادشده داراي فوايد زير است:
1- احتمال بازگشت بيماراني كه به روش هاي ديگري همچون عضويت در گروه NA، سمزدايي و .. ترك گفته باشند 75 درصد و بعضاً 90 تا 99 درصد است اما در اين روش احتمال بازگشت 60 درصد است.
2- با مصرف متادون، فرد ديگر با هيچ گونه ماده مخدر ديگري ارضا نميشود و در نتيجه به سراغ آنها نخواهد رفت.
3- هرچند در بدترين شكل ممكن در صورت سهلانگاري از سوي پزشكان، احتمال سوءاستفاده و فروش مواد توسط معتادان در بيرون وجود دارد اما از ديدگاه كاهش آسيب مزاياي استفاده از متادون بيش از ضررهاي احتمالي آن است.
4- بيمار با دريافت داروي ارزان قيمت، زندگي بيدغدغهاي را آغاز ميكند و دست از پرخاشگري ميكشد. از سويي ديگر فشار مالي ناشي از تأمين هزينههاي مواد از روي دوش خانوادهها برداشته ميشود.
لازم به يادآوري است كه درج اين مطلب دليل بر تاييد روش درماني نهاد مردمي يادشده نيست. در واقع با اين شيوه ترك دادن افراد معتاد كاملاً مخالفم! چرا كه اعتقاد دارم راه هاي اساسي و مناسبتري براي زدودن زنگار بيماري اعتياد از دل و جان گرفتارآمدگان در دام اين بلاي سخت و مصيبت بار و حتي برتر از آن پيشگيري از تقرير چنين رنج نامه اي وجود دارد. راه حل هايي كه حاصل تحقيقات عيني نگارنده ميباشند و به مرور آورده خواهند شد.
23 مردادماه 1370 اولين مورد ايدز در آمل مشاهده شد. فرد مورد نظر مردي بود كه از طريق خون و فرآوردههاي خوني به اين بيماري مبتلا شد. وي تا زمان انجام تحقيق توسط نگارنده اين مرقومه همچنان به زندگي خود ادامه ميدهد.
11 آذر ماه 1373 پسر بچهاي 15 ساله به عنوان دومين فرد مبتلا به اين بيماري در آمل شناسايي شد. وي نيز همچون مورد قبلي ويروس اين بيماري مهلك را از طريق خون و فرآوردههاي خوني آلوده دريافت كرده بود. امروز با وجودي كه اين فرد همچنان زنده است اما ميزان تحصيلات او به خاطر ابتلايش به اين بيماري، در حد سوم راهنمايي باقي مانده است.
سال 1376 همزمان دو مورد ديگر در اين رابطه تشخيص داده شدند كه اين بار برخلاف دفعات پيشين، علت ابتلا استفاده از سرنگ مشترك بود. يكي از اين دو مرد در سال 1381 و ديگري در سال 1384 بر اثر بيماري درگذشت.
سال 1379 مورد تازهاي كشف شد. وي نيز مردي بود كه پزشكان عامل انتقال ويروس به بدنش را IDU تشخيص دادند.
سال 1381، شناسايي 4 مورد از مبتلايان به ايدز روند هشداردهندهاي بود كه توجهات را به خود جلب كرد. يكي از اين افراد ساكن دباغچال و مردي 25 ساله بود.
سال 1382 با رشد 400 درصدي نسبت به سال 81، تعداد موارد جديد تشخيص داده شده به 16 نفر رسيد. دو نفر از اين افراد همزمان در كمتر از 7 ماه دار فاني را وداع گفتند.
براي نخستين بار در بين مبتلايان، سه زن 18، 20 و 32 ساله ديده ميشدند. به جز اولين زن كه از طريق همسر معتاد و از راه جنسي به ويروس HIV آلوده شده بود در دو زن ديگر و ساير مبتلايان، راه انتقال IDU عنوان شد. دست كم 15 نفر از اين افراد ساكن منطقه دباغچال بودند.
تا پايان آذر ماه 1387 در استان مازندران تعداد 184 بيمار مبتلا به ايدز شناسايي شدند كه از اين تعداد 162 مورد (بيش از 88 درصد) مرد و مابقي 22 مورد (حدود ۱۲ درصد) زن بودند. 47 نفر از اين تعداد در شهرستان آمل زندگي ميكنند كه از اين تعداد 15 نفر مربوط به منطقه دباغچال اين شهرستان هستند.
آمار زنان مبتلا به ايدز در شهرستان آمل 14/19 درصد است اين آمار در منطقه دباغچال 33/33 درصد ميباشد. مقايسه اين آمار با تعداد زنان مبتلا در استان مازندران (96/11درصد) حاكي از آن است كه زنان در شهرستان آمل در معرض آسيب بيشتري قرار دارند و اين وضعيت براي زنان دباغچالي بسيار بغرنج تر است.
در آخرين نمونه گيري خون از افراد پرخطر (High Risk) در منطقه آلحداد دباغچال 67/36 درصد HIV مثبت بودند. اين در حالي است كه به دليل پايين بودن سطح سواد و آگاهي افراد، خطر انتقال ايدز به ديگر ساكنين اين منطقه و ساير مردم شهرستان آمل به شدت افزايش يافته است.
همه اينها در حالي رخ مي دهد كه هيچگونه پيشگيري وجود ندارد و اگر باشد محدود به مركز بهداشتي درماني شهرستان آمل است.
همان گونه كه از آمار پيداست بيشتر افرادي كه به اين ويروس خطرناك مبتلا شدهاند از راه تزريق با سوزن و سرنگ مشترك بوده است. البته اين وضعيت مختص شهرستان آمل نيست و در سراسر كشور وجود دارد. به طوري كه تزريق با سوزن و سرنگ مشترك در مصرفكنندگان مواد مخدر، در رتبه اول عوامل ابتلا به ايدز قرار دارد.
به گفته حسن رفيعي مجري طرح ارزيابي وضعيت اعتياد كشور طبق آمار، 6/69 درصد مبتلايان به ايدز در كشور بر اثر استفاده از سرنگ و سوزن مشترك و آلوده به HIV مثبت مبتلا شدهاند. متاسفانه بيشترين آمار فوتيهاي ناشي از ابتلا به ايدز نيز از بين معتادان تزريقي گزارش شده است.
وي معتقد است: «اگرچه اقدامات اخير انجام شده در زمينه كاهش آسيب معتادان از جمله توزيع سرنگ استريل در مناطق آسيبخيز در كنترل ابتلا به ايدز معتادان تزريقي بسيار موثر بوده، اما سرعت و حوزه اقدامات در اين زمينه بايد همچنان افزايش يابد.» مشابه اين وضعيت در كوي آلحداد منطقه دباغچال وجود دارد. به دقت به نمودار ذيل نگاه كنيد.
با وجودي كه تعداد زنان مبتلا به اين بيماري بسيار كمتر از مردان است اما با اين وجود بيشترين آمار مبتلايان در اين گروه نيز از راه تزريق آلوده به ويروس اين بيماري شدهاند. در عين حال تعداد زناني كه از راه آميزشي به اين بيماري خطرناك مبتلا شدهاند بسيار بيشتر از مردان است. به طور كلي علت اصلي افزايش رو به رشد آلودگي در زنان از طريق همسرانشان مي باشد. (كميته علمي- آموزش سلامت شهرستان آمل-1384)
تقريباً مشابه چنين وضعيتي را ميتوان در استان مازندران پيدا كرد. در استان مازندران هم بين راههاي انتقال ايدز، تزريق و استفاده از سرنگهاي آلوده بيشترين سهم (6/55 درصد) را به خود اختصاص داده است.
اگر تعداد موارد نامشخص را كه شامل 6/35 درصد ميشود ناديده بگيريم انتقال از راه آميزش با اختصاص 6/5 درصد آمارها به خود دومين عامل شايع در انتقال بيماري ايدز به شمار ميرود. پس از آن خون و فرآوردههاي خوني و از راه مادر به كودك با 2/2 و 1/1 به ترتيب در رتبههاي بعدي قرار دارند.
مقايسه درصدي آمار مبتلايان به ايدز به تفكيك سن تا پايان خرداد ماه 1387 نشان ميدهد بيشترين افراد مبتلا به ويروس ايدز در سطح استان مازندران (6/20 درصد)، شهرستان آمل (28/21 درصد) و منطقه دباغچال (33/33 درصد) در سنين 34-30 سال هستند.
در رده دوم بيشترين افراد مبتلا در استان مازندران(2/12درصد)، شهرستان آمل (51/8 درصد) و منطقه دباغچال (20 درصد) در سن 29-25 سال قرار دارند. سومين رده سني كه بيشترين آمارها را در سطح استان مازندران (1/11 درصد)، شهرستان آمل (38/6 درصد) و منطقه دباغچال (34/13 درصد) به خود اختصاص داده، 44-40 سال است كه البته در اين يك مورد مبتلايان 39-35 سال و 44-40 سال شهرستان آمل با يكديگر برابري ميكند.
با در نظر گرفتن اين مهم و اين نكته كه سن 3/33 افراد شناسايي شده در استان مازندران و 68/44 مبتلايان در شهرستان آمل نامشخص است اما با اين وجود آمار مذكور داراي تشابه معناداري است كه نشان مي دهد بيشترين تهديدها از سوي اين بلاي خانمان سوز متوجه اقشار جوان و پوياي جامعه است كه به عنوان نيروي كار و قشر سازنده و فعال جامعه نقش تعيينكنندهاي در سرنوشت كشور ايفا ميكنند.
مقايسه درصدي آمار مبتلايان به ايدز به تفكيك سن تا پايان خرداد 1387
|
سن |
درصد | ||
|
استان مازندران |
شهرستان آمل |
دباغچال | |
|
0-4 |
1/1 |
13/2 |
- |
|
9-5 |
0 |
- |
- |
|
14-10 |
0 |
- |
- |
|
19-15 |
7/1 |
- |
- |
|
24-20 |
5 |
13/2 |
66/6 |
|
29-25 |
2/12 |
51/8 |
20 |
|
34-30 |
6/20 |
28/21 |
33/33 |
|
39-35 |
7/6 |
38/6 |
66/6 |
|
44-40 |
1/11 |
38/6 |
34/13 |
|
49-45 |
1/6 |
13/2 |
66/6 |
|
54-50 |
1/1 |
- |
- |
|
59-55 |
0 |
13/2 |
- |
|
-60 |
1/1 |
25/4 |
34/13 |
|
نامشخص |
3/33 |
68/44 |
- |
عدم دسترسي به آمارهاي دقيق و قابل استناد از بزرگترين نواقصي است كه مسئولان جهت برنامهريزي در راستاي ساماندهي و يافتن راه چارهاي براي حل مشكلات و چگونگي برخورد با معضلات موجود در منطقه دباغچال با آن مواجه هستند. هرچند در بسياري موارد هم اطلاعات و آمارهاي موجود از دسترس عموم دور نگه داشته ميشوند.
همچنان آمار مبتلايان به بيماري ايدز به تفكيك استانها محرمانه تلقي ميشود، زيرا اين اعتقاد وجود دارد كه اعلام اين ارقام در مناطق مختلف ممكن است باعث ايجاد ترس و وحشت كاذب در مناطقي شود كه آمار ابتلا در آنها بالاست و از سوي ديگر اطمينان خاطر بي پايه و اساسي در ايمني بقيه مناطق ايجاد شود.
اما به قول بروندت لند(۲۰۰۵) «بايد همان طور كه وقتي غدهاي در بدن پيدا ميشود شجاعانه به آن نيشتر ميزنيم يا راديوتراپي و شيمي درماني ميكنيم و به هر شكل درصدد درمان آن هستيم تا اين آلودگي به ديگر قسمتهاي بدن نرسد، موضوعات مبتلا به جوامع امروز را هم بايد با شيوههاي جديد امتحان شده، كنترل و مديريت كرد. اين كه ما از زنان خياباني حرف نزنيم باعث نميشود تا اين مشكل را نداشته باشيم. (آمارهاي جهاني ميگويد يك زن خياباني حداقل 10 تا 15 رابطه در طي 24 ساعت دارد و در صورت آلوده بودن حداقل به همين تعداد افراد را آلوده ميسازد.) ايران مركز عالي مبارزه با ايدز در جنوب آسياست و انجمن متولي منطقهاي اين برنامه است. ايران تاكنون توانسته است در منطقه پرخطر و آلوده جنوب آسيا كه ايدز در آن بيداد ميكند كم خطرتر باقي بماند. ولي متأسفانه روند پيشرفت بيماري ايدز به گونهاي است كه اين مصونيت اگر سريعاً و با جسارت وارد عمل نشويم ديري نخواهد پاييد، چرا كه ايدز افزايش مييابد.»
به ياري حق در نوشتار بعدي آمار مستندي از وضعيت اين بيماري در شهرستان آمل ارائه خواهد شد اما پيش از آن ابتدا لازم است تا قدري بيشتر درباره ايدز و تاريخچه آن در جهان و ايران بدانيم.
ايدز (Aquired Immune Defeciency Syndrome يا به اختصار AIDSسندرم اكتسابي نقص سيستم ايمني بدن) بيماري عفوني است كه باعث تحليل شديد توان و قدرت سيستم دفاعي بدن انسان ميشود و بيمار را در مقابل انواع بيماريها (عفونتهاي فرصتطلب و سرطانها) بيدفاع ميسازد و در نهايت باعث مرگ وي ميشود.
اولين موارد بيماري در سال 1981 در تعدادي از مردان همجنس باز آمريكايي ديده شد. در سال 1983 محققين دريافتند كه عامل اين بيماري نوظهور، ويروسي با نام HIV (Humman Immunodefeciency Virus)است كه موجب تضعيف سيستم دفاعي بدن انسان ميشود. جالب آنكه ميزان ابتلاء زن و مرد به اين بيماري مساوي تشخيص داده شد.
در آمريكاي شمالي از يك ميليون ابتلاء 20 درصد زن ميباشند. در اين منطقه انتقال مرد به مرد بيشترين است. تا سال 2005 در اروپا يك ميليون و 700 هزار نفر آلوده به اين ويروس بودند كه 27 درصد آنان را زنان تشكيل ميدادند. رقم مذكور در همين سال و در آمريكاي لاتين با دارا بودن 7/2 ميليون نفر آلوده، 30 درصد بود. آفريقا مقام اول را از نظر HIV و ايدز در جهان دارد. 90 درصد اطفال HIV+ در اين قاره ميباشند.
در آسيا اين بيماري روند رو به رشد هشداردهندهاي را طي ميكند. در هر دقيقه پنج فرد جوان در آسيا به خيل آلودگان افزوده ميشود. طبق برآورد سازمان جهاني بهداشت تا سال 2020 ميلادي ايدز اولين علت مرگ و مير در جهان خواهد بود. (كميته پيشگيري و مبارزه با ايدز، 2002)
به طور كلي تا پايان سال 2005 آمار مبتلايان به ويروس AIDS/ HIV در جهان 42 ميليون نفر اعلام شد. نيمي از اين تعداد زن بودند. جالب اينكه سازمان جهاني بهداشت در اين خصوص اعلام كرد آمار واقعي 10 تا 35 برابر آمار شناسايي شده است. بنابر پيش بيني اين سازمان در سال يادشده، كشورهاي ايران، تاجيكستان، ازبكستان، بلوروس و مولداوي در آينده با اپيدمي ايدز روبرو ميشوند.
تا پايان سال 1384، تعداد 11930 نفر ناقل ويروس اين بيماري در ايران شناسايي شدند كه 539 نفر از آنان به مرحله ايدز وارد شده بودند. 503 نفر از اين تعداد را مردان و 31 نفر مابقي را زنان تشكيل ميدادند. تعداد فوتي در اين سال 1354 نفر بود كه 1323 نفر از آنان مرد و مابقي زن بودند.
درست در همين زمان آمار مبتلايان به ايدز در مازندران ۱۲۹ نفر بود كه 114 نفر از آنان مرد و 15 نفر زن بودند. سال 1387 با 63/42 درصد رشد، آمار مبتلايان به 184 نفر رسيد. اكثر موارد HIV / AIDS كه تاكنون در ايران كشف شدهاند «مرد» هستند و اين به آن علت است كه زنان، كمتر براي آزمايش مراجعه كردهاند، بخصوص به دليل آنكه امكان دستيابي به گروههاي پرخطر به منظور مشاوره و ترغيب آنان به انجام آزمايشHIV بسيار سخت و گاهي ناممكن است.
فقر و بيچارگي، خشونت و بيسوادي، قشر زنان را آسيبپذيرتر ساخته و در جوامع فقير بيشترين آسيبها را متوجه كودكان كرده است. به دليل عدم تكامل سيستم دفاعي پيشرفت بيماري در كودكان بسيار سريع است. در حالي كه سن زير 12 ماه HIV+ چه علامتدار باشد يا نباشد شروع درمان ضروري است و طبق آمارها در صورت آلودگي مادر و عدم درمان وي، به احتمال 45-25 درصد آلودگي به اين بيماري جنين را تهديد مي كند؛ در اين جوامع به دليل فقر، بيسوادي و بيبهره ماندن از خدمات بهداشتي اكثر قريب به اتفاق مادران يا از آلودگي خود بيخبرند و يا توان مالي لازم را براي طي مراحل درمان و پيشگيري ندارند.
حال آنكه نه فقط مادران مبتلا به ايدز كه ساير مبتلايان به اين بيماري نيز نيازمند درمانهاي دارويي گران قيمت، محيط سالمسازي شده و بدون كمترين آلودگي و تغذيه مناسب هستند. شرايطي كه مهيا كردن آن توسط هيچ يك از افراد متعلق به طبقات پايين و فقير جامعه مقدور نيست.
طبق آمارهاي گرفته شده 58 فرد معتاد (15/13 درصد از كل جمعيت) در كوي آلحداد زندگي ميكنند. از اين تعداد 45 نفر (۵۹/77 درصد) مرد و 13 نفر (۴۱/22 درصد) زن هستند. در بين افراد معتاد 13 نفر (كمي بيش از ۲۲ درصد) مواد مخدر را به صورت توأم (هم از راه تزريق و هم از ساير روشها) استفاده مي كنند. 15 نفر (862/25 درصد) از اين افراد نيز حداقل يك بار سابقه زندان داشتند.

ميزان اعتياد در مردان بالاي 15 سال اين منطقه 7/28% است. اين رقم براي زنان بالاي 15 سال 5/9 % ميباشد. به طور كلي 6/39% خانوارها حداقل داراي يك عضو معتاد هستند. يك مورد معتاد در سن 14-10 سال در جمعيت آلحداد وجود دارد. سن اين فرد را به صورت تقريبي ذكر كردم چون وي فاقد شناسنامه است. در گوشهگوشه اين منطقه ميتوان نقاطي را يافت كه معتادان از آن به عنوان جايي امن و دنج براي تزريق و مصرف مواد مخدر استفاده ميكنند.
شايد باورش چندان آسان نباشد اما بيشتر ساكنين كوي آل حداد منطقه امت آباد (دباغچال) آمل سالها از ضروريترين شرايط شهروندي يعني هويت قانوني برخوردار نبودند.
رييس اداره ثبت احوال شهرستان آمل در مصاحبهاي با نگارنده اين مرقومه عنوان كرد: سال 1385در پي مصوبه شوراي تأمين اين شهرستان، پس از بررسيهاي لازم معلوم شد 60 نفر از افراد ساكن در كوي آلحداد شناسنامه ندارند.
15 نفر از اين تعداد كودكان زير 5 سال بودند كه صاحب شناسنامه شدند. 33 نفر از آنها نيز شناسنامههاي خود را گم كرده بودند. براي اين افراد نيز شناسنامه جديد صادر شد. 9 نفر از كودكان به خاطر نامعلوم بودن پدر واقعي، فاقد شناسنامه باقي ماندند.
تا قبل از اين اقدام، نداشتن شناسنامه و مدارك قانوني در ميان اين افراد سبب ميشد تا در صورت بروز هر گونه تخلفي، روند قانوني محاكمه آنان با مشكل مواجه شود.
در حال حاضر نيز 31 نفر از كودكان زير 9 سال (حدود 33 درصد از كودكان آلحدادي) فاقد شناسنامه هستند.
فقر مفرط اقتصادی و همچنین عدم مهارت فنی در میان مهاجران حاشیهنشین ایران، مشاغلی را رواج داده که در متن زیست شهری به وضوح قابل رویت است، دستفروشي، قاچاق کالا، دلالیهای کاذب امروز نه تنها در حاشیه شهر بلکه در متن شهرها نیز نمود تام دارد.
همانگونه كه پيش از اين نيز بدان اشاره شد خانوارهاي ساكن در منطقه امت آباد (دباغچال آمل) از راه ساخت و فروش ادوات كشاورزي امرار معاش ميكردند. با گذشت زمان و مكانيزه شدن ادوات كشاورزي، ديگر زمينداران مازندراني نيازي به آهن آلات دست ساخته كوليان نداشتند و به اين شكل بازار آنها كم كم از رونق افتاد. با بسته شدن اين روزنه، جوكيهاي آهنگر پيشه كه حرفه ديگري بلد نبودند بالاجبار براي تامين مايحتاج زندگي به كارهاي غيرقانوني مانند مواد مخدر و فحشا روي آوردند.
آمارهاي گرفته شده حاكي است در حال حاضر ۲۹ خانوار آلحداد فاقد وسيله درآمدي ميباشند. 21 خانوار ديگر نيز داراي وسيله درآمدي بسيار ضعيف از قبيل جمعآوري ضايعات و كارهاي فصلي هستند.
تعداد بيكاران مرد و زن اين منطقه 107 نفر ميباشد. ضمن اينكه فروش مواد مخدر و روسپيگري را هم ميتوان به عنوان شغل برخي از افراد نام برد. ميانگين در آمد ماهانه بيشتر خانوارهاي اين منطقه 600 تا 800 هزار ريال است. البته به استثناي كساني كه از راه فروش انواع مواد مخدر امرار معاش ميكنند؛ ميانگين درآمد اين افراد گاهاً به 6 تا 7 ميليون ريال مي رسد.
بيش از 90 درصد كودكان زير 10 سال در اين محل براي امرار معاش وادار به تكديگري، انتقال مواد مخدر، دزدي و حتي بعضاً تن فروشي ميشوند. بماند كه حقوق اكثر قريب به اتفاق آنها صرف خريد مواد مخدر براي والدينشان ميشود.
در جدول ذيل آمار جمعيت كوي آلحداد منطقه دباغچال به تفكيك سن، جنس و وضعيت تأهل بر حسب نفرات آورده شده است.
|
سن |
مرد |
زن |
متاهل |
|
كمتر از يكسال |
6 |
7 |
- |
|
1 تا 4 |
31 |
14 |
- |
|
5 تا 9 |
25 |
21 |
- |
|
10 تا 14 |
28 |
36 |
- |
|
15 تا 19 |
26 |
27 |
3 |
|
20 تا 24 |
24 |
32 |
18 |
|
25 تا 29 |
23 |
28 |
26 |
|
30 تا 34 |
22 |
11 |
10 |
|
35 تا 39 |
3 |
10 |
10 |
|
40 تا 44 |
7 |
9 |
9 |
|
45 تا 49 |
8 |
10 |
9 |
|
50 تا 54 |
8 |
7 |
- |
|
55 تا 59 |
6 |
1 |
- |
|
60 تا 64 |
5 |
4 |
- |
|
65 تا 69 |
3 |
3 |
- |
|
70 تا 74 |
2 |
1 |
- |
|
75 تا 79 |
1 |
- |
- |
پيش از اين نيز آورده شد در حال حاضر 92 خانوار با جمعيت 441 نفر در كوي آلحداد منطقه دباغچال زندگي ميكنند.
همانگونه كه در جدول نيز مشاهده ميكنيد جمعيت كودكان زير يك سال 13 نفر و تعداد كودكان زير پنج سال در اين منطقه 58 نفر است. 221 نفر در سن زير 20 سال هستند و ۳۷۴ نفر نيز زير سن 40 سال قرار دارند كه بيش از ۸۴ درصد كل جمعيت را شامل مي شوند و اين نشان از جوان بودن ساكنين اين منطقه دارد.
نكته حائز اهميت اينجاست كه فقط 85 نفر (قدري بيش از ۱۹ درصد) از اين افراد به شكل قانوني متأهل هستند و بخش قابل ملاحظه اي از كساني كه در سنين ازدواج قرار دارند عمدتاً به شيوه نامشروع و يا نامتعارف با قانون و فرهنگ ايران ارتباط جنسي برقرار ميكنند.
اكثر كودكان لازمالتعليم در ميان كوليها فاقد سواد ميباشند. در حقيقت بسياري از كوليها فرزندان خود را به عنوان ابزار كار جهت كسب درآمد مينگرند نه به عنوان انسانهايي كه نسبت به آنها مسئوليت دارند.
از طرفي كودكان آلحداد براي رفتن به مدرسه مجبور به طي مسافتي طولاني هستند. در حال حاضر اهالي منطقه و بخشي از ساكنين خيابان نور فرزندان خود را براي تحصيل به مدارس دولتي شيخ مرتضي انصاري (دبستان) و ابنسينا (تركيبي از دبستان، راهنمايي و دبيرستان در سه شيفت مختلف) ميفرستند.
فقر والدين از يك سو و دوري راه مدرسه از سوي ديگر سبب ميشود تا بخش اعظمي از كودكان آلحدادي قادر به تحصيل نباشند. طبق آخرين آمارهاي گرفته شده توسط منابع موثق 19 درصد از كودكان 9-6 سال واجبالتعليم اين منطقه در حال تحصيل ميباشند.
آمارها همچنين نشان مي دهد 51 درصد از افراد 14-10 سال، 5/38 درصد از افراد 19-15 سال و 56 درصد از افراد 24-20 سال داراي سواد سوم ابتدايي و بالاتر هستند. 58 درصد از افراد 29-25 سال نيز باسواد مي باشند كه 57 درصد از اين گروه را مردان شاغل و باقيمانده را زنان تشكيل ميدهند.
در بين افراد 34-30 سال 36 درصد از افراد از نعمت سواد برخوردارند كه 85 درصد از اين تعداد مردان شاغل و مابقي زنان هستند. 62 درصد از اين افراد نيز در بيسوادي كامل به سر ميبرند. در مقايسه با كل شهرستان آمل (06/12 درصد) اين رقم در حد بسيار بالايي قرار دارد.
آمارهاي تلختري نيز وجود دارند كه ذكر آنها را به روزهاي آينده موكول مي كنم.
در حالي كه سرانه مصرف گوشت قرمز يك شهروند اروپايي 28 كيلوگرم است اين رقم براي شهروند ايراني 12كيلوگرم ميباشد. از آنجايي كه يكي از تامين كنندگان بزرگ گوشت در كشور استان مازندران است رقم مذكور براي هر مازندراني نيز صدق ميكند.
شهرستان آمل هم به عنوان يكي از بزرگترين توليدكنندگان گوشت در مازندران و كشور از رقم مشابهي پيروي ميكند. نكته قابل توجه اينجاست كه در حاشيه اين شهر بزرگ صنعتي و ثروتمند يعني در محلات فقيرنشين منطقه امت آباد (دباغچال) رقم مذكور 2 كيلوگرم است.
در وضعيتي به مراتب بدتر از سرانه مصرف گوشت؛ سرانه مصرف شير ساكنان كوي آلحداد قرار دارد. در حالي كه سرانه مصرف شير يك شهروند اروپايي 300 ليتر است اين رقم براي شهروندان ايراني، مازندراني و آملي 95 ليتر ميباشد و البته اين بار سرانه مذكور براي آلحداديها صفر است.
هرچند به مدد اداره بهزيستي شهرستان آمل به 30 نفر از كودكان مهدكودك آلحداد روزانه شير رايگان تعلق ميگيرد اما در مجموع ساكنان اين منطقه جز در مواردي نادر كه بر حسب اتفاق و در پي صدقات فردي خير به شير دسترسي پيدا ميكنند؛ در ساير مواقع به هيچ روي از اين ماده غذايي ضروري و پرانرژي در سبد غذايي خود بهرهاي نميبرند.
ناگفته نماند كه توزيع شير يارانهاي همانند ديگر نقاط كشور در اين منطقه نيز صورت ميگيرد و البته به دليل محروم بودن منطقه دباغچال اين رقم بيش از ساير نقاط مرفهنشين شهرستان آمل است اما چه سود كه آلحداديها به دليل ضعف بنيه مالي، توان خريد اين شير ارزان قيمت را هم نداشته و لذا رغبتي به خريد آن از خود نشان نميدهند. بيشتر شيرهاي يارانهاي كه در اختيار مغازهداران دباغچال قرار مي گيرد تا چندين روز استفاده نشده و سرانجام فروشنده براي جلوگيري از ضرر و زيان مجبور به تهيه ماست از آنها ميشود.
همه اينها در حالي رخ ميدهند كه شهرستان آمل بزرگترين توليدكننده شير در استان مازندران و قطب كشاورزي اين استان محسوب ميشود.
|
|